یکی از کسانی که در فاصله کمی از قیام رئیسعلی دلواری توانست راه و یاد آن بزرگ مرد جنوب را در اذهان زنده کند  ((علی اسماعیل فخرایی)) یا((علی سمیل)) است.
علي‌اسماعيل فخرايي كدخداي روستاي گله زني نزديك بندر دير در فاصله سالهاي 1310 تا 1326 ش در 1312 ش كه اردوي حكومتي براي خلع سلاح به نواحي دشتي و دير رفته بود بد‌رفتاريها و بي‌احتراميهاي بسياري از سوي افسارن اردو به مردم منطقه اعمال شد. زورگويي‌هاي و فشارهاي غيرقابل تحمل باعث شد كدخدايان منطقه از جمله علي سميل مقاومت نشان داد بنا بر اين جنگ ناخواشته بين علي سميل و قواي امنيه دولتي به شدت درگرفت و چنان كه نوشته اند مأمورين به جاي حفظ امنيت به غارت و چپاول مردم بينوا و روستاهي بي ‌دفاع دست زدند.
 
علی سمیل با تفنگچی ها
 
 
 
علي سميل با اينكه بارها طي نامه‌هاي فراوان اطاعت و انقياد خود را به دولت اعلام كرد، اما افسران مأمور حکومت پهلوی بي‌حرمتي بسيار و سوءقصد به او و بستگان وي روا داشتند. علي مسيل بعد از جنگ فراوان سرانجام ناچار به مهاجرت به روستاي كردلان شد. در جنگ بين علي سميل و امنيه‌هاي دولتي خونريزي‌هاي بسيار پيش آمد. سرانجام در سال 1323 طي نامه‌‌اي لشكر 6 فارس به علي اسماعيل تأمين داده شد. علي سميل بعدها توسط یکی از ناخدایان به نام و دلیر بندر دیر به نام ناخدا رضا بصورت قاچاقی به كشور قطر بقصد درمان بیماری مهاجرت كرد و مدتها پیش یکی از دوستانش که از لحاظ مالی وضعیت خوبی داشت بسر برد اما این بیماری سخت او را رها نساخت و سرانجام چهره در نقاب خاک کشید.قابل ذکر است با توجه به پیگیری ها و پرسش های ما قبر ایشان در گوشه ای از قبرستان قدیمی شیعیان دوحه واقع استو گفته میشود در آنزمان بسیاری از ایرانیانی که در قطر به شغل کارگری مشغول بودند بودند پیکر او را تشییع و تدفین کردند.
همچنین وصف قهرمانی های او باعث شد شاعران نامی جنوب استان بوشهر درباره او و قهرمانی هایش اشعار زیبا و حماسی بسرایند. قابل ذکر است که در مطالب آتی اسنادی دیده نشده از قیام او در مقابل حکومت پهلوی ها توسط پیلیسیر منتشر خواهد شد.
 
تصویر دیده نشده از دوران میانسالی علی سمیل
 
http://www.sirana.ir